تو آنی که می‌بینی / امین شاهد

نمایش سه ویدئو پرفورمنس از دو هنرمند ایرانی ساکن اروپا در گالری رَف آرت – تهران

گالری راف آرت | اسفندماه نود و یک

 

شهرام انتخابی Shahram Entekhabi

متولد بروجرد و مقیم برلین، دانش آموخته ی رشته ی طراحی گرافیک در دانشگاه هنرهای زیبا و همچنین رشته ی معماری، شهرسازی و زبان در ایتالیاست. شهرام انتخابی در زمینه های طراحی، نقاشی، عکاسی و اینستالیشن نیز فعالیت می کند، اما ویدئو پرفورمنس های او از شهرتی جهانی برخوردارند. این آثار که غالبن با نگاهی جامعه شناسانه شکل می گیرند بیشتر روایت هایی از زندگی مهاجرین در غرب هستند.

| “مـــن؟” – محصول سال ۲۰۰۴ – زمان ۴ دقیقه و هفده ثانیه

“i?” (2004, 4:17 min.)

ویدئو پرفورمنس نخست شهرام انتخابی با عنوان “مــــن؟” در واقع به واکاوی بحران هویت در مهاجرت می پردازد. مفهوم مهاجرت به غرب (یا آنچه که بعنوان غرب می شناسیم) در ذهن انسان شرقی بدون تجربه ی شخصی امکان پذیر نیست، با این وجود “انتخابی” با انتخاب زوایای نامتعارف و کلوزآپ های ویژه این حس را که مملو از تشویش و نگرانی است به بیننده منتقل می کند. او با انتخاب این مولفه در واقع مسیر اصلی موضوعات آثارش را تعیین می کند و به کالبدشکافی آن در آثار بعدی می رسد.

او که سال‌هاست در آلمان زندگی می کند، بخوبی درک عمیق خود را نسبت به این پدیده بروز می‌دهد. در این ویدئو، با بکار بردن عناصر دم دستی و نمادین همچون کت و شلواری معمولی، تراشیدن ریش، آینه‌ی بخار گرفته و …احساس کامل یک مهاجر عادی را با تامل در رفتارهای کشدار روزمره‌اش بخوبی قابل هضم می‌نماید.

یک مرد میانسال که سمبل تحمل اجباری شرایط مهاجرت است با نمادهایی ویژه‌ی آن در فضایی تهی…

تا پایان ویدئو، ما چهره ی کاملی از مهاجر نمی بینیم. در واقع هنرمند با این پرداخت، سوالی را عنوان می کند، اینکه مَنِ اصلی کُجا قرار گرفته است؟ آن که از محیط خانه خارج می‌شود و دچار روزمرّه گیست؟ یا آن “من” که در وجود خود پنهان کرده‌ام؟

“مــنِ” مُهاجر با سکوت و کِرختی‌اش، رویاهای پرورده شده در ذهن خود را دوباره و دوباره مرور می‌کند و دست به نوعی خودتحقیری می‌زند. جنونی تدریجی که نشانه‌های آن در گوشه و کنار آپارتمان‌های تنگ و تاریک شهرهای اروپایی بویژه در آلمان بوفور گسترش می‌یابد.

دیدگاه “شهرام انتخابی” را می‌باید در پاسخ جرج برکلی به دیدگاه فلسفی دوگانه انگاری یا همان “دوآلیزم”  دکارت جُست و جو نمود.(۱) برکلی با جمله‌ی مشهورش که معادل آن می‌شد: “شرط وجود، درک شدن توسط حواس است.” که تا مدت‌ها در محافل فلسفی مورد بحث بود. برکلی درواقع معتقد است که مادّه و شیء، وجود حقیقی ندارد و آنچه هست و می‌بینیم نور است و رنگ که با چشم دیده می‌شود.

دو شخصیت موجود در ویدئو پرفورمنس “انتخابی” در واقع می‌توانند همان دو شخصیت منتظرِ نمایشنامه‌ی “در انتظار گودو” باشند. هر دو منتظرند، انتظاری آغشته به مازوخیزم، چرا که گودوی آنها هرگز نخواهد آمد و فردا همه چیز همان گونه تکرار خواهد شد که امروز.

—————————–

| “دیــــدنی” – محصول سال ۲۰۰۷ – زمان ۵ دقیقه و شش ثانیه

“Watching” (2007, 05:06 min.)

ویدئوی دوم شهرام انتخابی اما برخوردی رو در رو با مخاطب دارد. اینجا مشخص است که ترجیح داده تا از یک بازیگر حرفه‌ای استفاده کند. ترکیب و استفاده‌ی خوب از فضایی که با رنگها ایجاد نموده و حس پرسیدن سوال از زبان بازیگر با حالت های مختلف که گویا تمایل به دیده شدن دارد! این در حالیست که چشمان عروسک‌های فانتزی ریز و درشت بسیاری بر روی نیم تنه ی او که در تصویر دیده می‌شود قرار دارد.

هنرمند با استفاده از این ترکیب ها یعنی رنگ تیره ی پس زمینه، چشمان عروسکی، رنگ آبی چشمان و قرمز لب های بازیگر، لرزش ناگهانی نیم تنه‌اش که موجب حرکت چشم‌های پلاستیکی می‌گردد و بنوعی بازی بصری بدل می گردد. حالت های مختلف پرسیدن این سوال که “آیا من را می‌بینی؟” چه هدفی دارد؟ او این سوال را از که می پرسد؟ از بیننده یا از خود؟ یا بیننده را وا می دارد که از خودش این سوال را بپرسد؟

در واقع حس کنایه آمیز “شهرام انتخابی” بازنگری ایده‌ی اصلی اوست که به واکاوی هویت فردی انسان می‌پردازد. نوعی درون نگری که از دید انسان های درگیر مسائل یکنواخت و تکراری روزمره پنهان مانده است. خلوتی شخصی و درونی که بسیاری آن را فراموش کرده اند یا آن را با انزوا اشتباه می گیرند. این در حالیست که روزمره گی در جوامع مختلف امروزی فرد را به انزوایی می کشاند که با روح و روانش آمیخته می گردد و او بناچار دچار خواهد بود.

—————————-

سلیا اسلامیه شمال Celia Eslamie shomal
متولد ۱۳۶۰ تهران و فارغ التحصیل هنر از کالج “Artz”..
او که در یک جامعه‌ی انقلابی بزرگ شده است. (منظور انقلاب اسلامی‌ست که دو سال قبل از تولدش در ایران رخ داد) و کودکی او تحت‌تاثیر این اتفاق و جنگ بین ایران و عراق و تبعات آن قرار گرفته است. تجربیات خود را با گرایش به ویدئو پرفورمنس، اجراهایی با تماشاگران محدود و نمایش آثار فوتومونتاژ در هلند و روسیه را در کارنامه‌ی هنری خود دارد.

| “تو منو می خوای؟” – محصول سال ۲۰۱۲ – زمان ۱۴ دقیقه و پنجاه و یک ثانیه

“To Mano Mikhaii” (2012, 14:51min.)

دو شخصیت (زن) با دو پوشش که در عرف جامعه‌ی ایرانی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و در تناقض با هم هستند، رو به دوربین و تماشاگران سوالی را تکرار می‌کنند.

در واقع این دو که سمبل‌هایی از دو نوع تفکر افراط و تفریطی جامعه ی ایرانی‌اند، در پی یک چیزند. انتظار برای انتخاب شدن. در کنارهم قرار گرفتن این دو شاید نوعی رقابت است. لحن پرسشگر دو شخصیت معلوم نمی‌کند که پوزخندی است به سوال مخاطب یا عشوه ایست به خواهانی خیالی!؟

هر چه هست در فضاسازی موجود انتظاری خفه کنند و کلافه کننده را به تماشاگر القا می‌کند. اینکه قرار نیست اتفاقی بیفتد، از ابتدای نمایشِ ویدئو پرفورمنس مشخص است. و این برای تماشگر ایرانی که همیشه بدنبال قصه است و به روایت‌گری سنتی با آغاز، اوج و فرود و پایان معتاد است، کمی ناخوشآیند می‌آید.

اما براستی چرا نباید این نوع نگرش را بدست فراموشی بسپاریم؟ اینکه اثر هنری ذهن مخاطب را با خود بکشاند و به آن ذهنیت بدهد، تلاشی در جهت رشد و بالا بردن سطح سلیقه و تربیت نگاه او انجام نداده است. در عصر ما اثری تاثیرگذار است که مخاطب را درگیر کند و اثر در ذهن اوست کامل می‌گردد.

ویدئو پرفورمنس “اسلامیه” یکی از دغدغه های روزمره‌ی چند نسل از زنان این جامعه را به چالش می‌کشد.

کادر مستطیل افقی با پس زمینه‌ی سفید بیانگر محدودیت‌های اجتماعی زن معاصر ایرانیست. فضایی افقی که سکون و رخوت را در خود انبار می‌کند و نوع پوشش دو زن با فیگورهای مشابه این روزها هر دو بنوعی شاخص هستند و نامتعارف بنظر می‌رسند بگونه‌ایست که در ذهن تماشاگر ایرانی تداعی می‌شود، که این دو بر می‌خیزند و بجان هم خواهند افتاد.

“تو منو می‌خوای؟” یک بازی لفاظانه را نیز با تماشاگر دارد. این “من” کدام “من” است؟ این “تو” کدام است؟ این خواستن چه نوع خواستنی است. در این اثر آیا تماشاگر مخاطب است یا نظاره‌گر؟

و همه‌ی این‌ها درگیری‌های ذهنی است که هنرمند سعی دارد در ذهن بیننده‌ی اثر ایجاد نماید.

امین شاهد – اسفندماه ۱۳۹۱

——————————-

(۱) دیدگاه دوآلیزم اگرچه غالبن با رنه دکارت و نظریاتش مطرح می‌گردد، اما ریشه و قدمتی تاریخی دارد که به افلاطون می‌رسد. در فلسفه‌ ذهنی، ‌دوآلیسم‌ عقیده‌یی‌ است‌ که‌ تفاوت‌های‌ میان‌ روان‌ و جسم‌ را توضیح‌ می‌دهد.

بطور کلی این‌ دیدگاه‌ بیان‌ می‌کند که‌ روان‌ و جسم‌ به‌ موازات‌ هم‌ روی‌ می‌دهند، اما از نظر علمی‌ و معلولی‌ به‌ هم‌ پیوسته‌ و متصل‌ نیستند.

https://www.facebook.com/notes/raf-art-gallery/you-are-what-you-see/380556545385562

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *