اشیاء از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند / امین شاهد

کلیاتی درباره‌ی تملک و گردآوری

(منتشر شده در دوره جدید ماهنامه #تجربه – شماره دهم)

نسبتِ میانِ آدمی و اشیاء، به موازات سکنی گزیدن او بر این کره‌ی خاکی، دیرینه است و روندِ تکاملی پیچیده‌ای که در شیوه‌ی درک او از جهان پیرامونش رخ داده است، شیوه‌ی رویارویی، برگزیدن و ساختنِ “اشیاء” دچار دگرگونی‌های شگرفی شده است.

تبدیل شدنِ “شیء روزمره” به “اثرِ هنری” راهی پر فراز و فرود پیموده و خوانشِ تاریخی صرف(به معنی تاریخِ موزه‌ای) از آن نمی‌تواند راه به رویارویی عمیق به این نسبتِ دیرین بگشاید.

اشیاء بسته به حضورشان در تیررسِ نگاه انسان و مشخصا انسانِ هنرمند می‌توانند معنا و نقش دیگرگونه‌ای بیابند. شیء می‌تواند “دیگریِ انسان” باشد یا ابزاری برای ابراز وجود در نگاهِ دیگری.

از نگاهی دیگر کاربرد اشیاء، تعیین‌کننده‌‌ی نقش و مفهوم‌شان نیست، آنها گاهی برای ما منزلت و پرستیژ به همراه می‌آورند یا عقده‌های روانی سرکوب‌ شده‌مان را تسکین می‌دهند.

در واقع می‌توانند نمایانگر طبقه‌ی اجتماعیِ افراد و نیز جایگزینی برای فقدان و غیبت روابطِ عاطفی و احساسی در زندگی نیز باشند.

شاید بتوان با پرسش‌هایی درباره‌ی شیء‌وارگی انسان معاصر، اشیا درگیر با زندگی انسان، شیء و هویت انسان معاصر، درهم تنیدگی انسان با اشیاء، یا اینکه کجا شیء از بدن انسان تفکیک می‌شود و یا اینکه اشیاء چه نقشی در مرز بین من و دیگری ایفا می‌کنند؟ با مساله روبرو شد و یا دغدغه‌های از این دست که اشیاء با نگاه انسان‌شناسانه چگونه در هنر بازتاب می‌یابند؟ رد این بازتاب را می‌توان از ژانرها، دوره‌ها، فرهنگ‌های بصری تا شیء به منزله‌ی محصول و طراحی، از اشیاء و گذار زمان، از شیء و مصرف تا مصرف‌گرایی، فتیش و تبلیغات پی گرفت… و حتی از منظر موسیقی و ادبیات و رابطه‌ی آنها با اشیاء نیز سخن گفت.

***

میل به گردآوری:

وابستگی و میل به گردآوری اشیا را نوعی بیماری و اختلال نامیده‌اند. اما این وسواسِ احتکار بیشتر برای کسانی استفاده می‌شود که نسبت به از دست دادن هر شی‌ای (ارزشمند یا بی‌ارزش) بیش از حد از خود حساسیت نشان می‌دهند. این اشیا می‌توانند از ظروف یکبار مصرف و جعبه‌های اشیای خریداری شده تا انواع لوازم خوراکی و پوشاکی را در بر بگیرد و دور نریختن این نوع اشیا می‌تواند تا جایی ادامه پیدا کند که بیمار در نهایت با خانه ای رو به رو می شود که پر از وسایل اضافه است و جایی برای زندگی در آن نیست.

عمدتا دلایل او برای نگهداری این اشیا می‌تواند چنین باشد:

  • بیمار اظهار می کند که این اشیا او را به یاد چیزی، کسی یا خاطره ای می اندازند.
  • معتقد است می تواند با این اشیا چیزی بسازد یا روزی به کار می آیند.
  • از بودن تمام این وسایل در کنارش احساس امنیت می کند.
  • معتقد است دور ریختن وسایل اسراف است.

اما بسیاری از خود ما و یا کسانی که در میان اطرافیان خود می‌شناسیم، بصورت تفننی یا حرفه‌ای میل به تملک و گردآوری اشیاء خاصی داریم. برای این میل خود زمان ویژه‌ای می‌گذاریم و هزینه پرداخت می‌کنیم. از اشیائی در ابعاد کوچک چون انواع سکه‌، اسکناس، تمبر، قلم، سنگ، عکس، انواع دوربین، مُهرهای قدیمی و نظایر آن گرفته تا ادوات موسیقی، ظروف قدیمی، اتومبیل و آثار هنری از قبیل مجسمه، نقاشی و چاپ دستی.

امروزه موزه‌ها با رویکردی پژوهشی‌تر علاوه بر کارکردهای پیشین خود که بیشتر محل نمایش اشیاء بوده‌اند، محلی برای آموزش، انتقال مفاهیم و اندیشه‌های بشری در سطوح مختلف هستند و اسنادی قابل اعتماد برای دفاع از هویت تاریخی، فرهنگی و ملی محسوب می‌شوند.

اگرچه مکان‌هایی همچون موزه‌ها برای چنین اشیائی که به مرور زمان ارزش بیشتری پیدا می‌کنند درنظر گرفته شده، اما علاقه و میل افراد، موجب شده تا مجموعه‌های شخصی قابل توجهی در سرتاسر دنیا از این اشیاء با ارزش وجود داشته باشد که خارج از بحث ارزش‌گذاری آن، گاها برای مجموعه‌داران جایگاه اجتماعی ویژه‌ای نیز به همراه دارد.

پیشینه:

مجموعه‌داری آثار هنری سابقه‌ای طولانی دارد. بیشتر موزه‌های هنری جهان از مجموعه‌های خصوصی بزرگی که توسط خانواده‌های سلطنتی، اشراف و ثروتمندان تشکیل شده‌اند، شکل گرفته‌اند.

 

نوعی از گردآوری هنری در نخستین تمدن‌ها مانند مصر، بابل، چین و هند، به صورت مجموعه‌ای از اشیاء گرانبها که در معابد، مقبره‌ها، کاخ‌ها و خزانه‌های پادشاهان ذخیره می‌شد، وجود داشت. چنین مجموعه‌هایی غالباً غنایمی بودند که اهمیت ذاتی نداشتند و به نمایش گذاشته ‌می‌شدند تا نمایان‌گر قدرتِ پادشاهان و طبقه‌ی ویژه‌ی آن تمدن باشند.

ایده‌ی جمع‌آوری آثار هنری با توجه به ارزش ذاتی خودِ آن در حدود قرن چهارم تا قرن یکم پیش از میلاد توسط یونانیان شکل گرفت و از قرن سوم پیش از میلاد توسط غنائمی که رومیان به دست آوردند گسترش پیدا کرد.

علاقه اروپایی‌ها به هنر در قرون وسطی از بین رفت و صومعه‌ها به مکان‌های اصلی نگهداری اشیاء فرهنگی تبدیل شدند. اما کشف مجدد میراث فرهنگی یونانی-رومی کلاسیک توسط اومانیست‌های ایتالیایی در دوران رنسانس باعث تجدید علاقه به هنر عتیقه و جمع‌آوری آن شد.

خانواده‌های اروپایی نظیر مدیچی در فلورانس که از شاهزاده‌های مجموعه‌دار بودند و ماریا لودوویکا، دوشس بزرگ توسکانی در مسیر جمع‌آوری مجسمه‌های عتیقه و آثار نقاشان بزرگ در قرن هفدهم و هجدهم و بعدتر واگذاری آنها به موزه‌ها و دولت بسیار تاثیرگذار بودند.

همچنین یکی از مهم‌ترین فروش‌های هنری در تاریخ در سال ۱۶۲۷ اتفاق افتاد، زمانی که چارلز اول انگلستان دارایی‌های هنری انباشته شده توسط دوک‌های مانتوآ را (به قیمت ۸۰۰۰۰ پوند) خریداری کرد.

در کشورهای غربی مانند چین نیز اکثرا جمع‌آوری آثار هنری به دست امپراطوران، اشراف و موسسات مذهبی بود، اگرچه این مجموعه‌ها پس از سرنگونی سلسله‌های متوالی متفرق یا حتی نابود می‌شدند.

پیشینه‌ی مجموعه‌داری در ایران نیز آن‌گونه که از شواهد برمی‌آید، به دوران محمدشاه قاجار می‌رسد. و میرزا محمود مستوفی آشتیانی(‎۱۲۵۳–۱۳۱۶)، معروف به “قره” که بعدتر در دستگاه محمدشاه به “صاحب دیوان” ملقب شد را به عنوان اولین مجموعه‌دار ایرانی معرفی کرده‌اند که سکه و سنگ‌های قیمتی را گردآوری می‌کرد.

سلیقه و شناخت

از مهم‌ترین نکات برای گردآوری یک مجموعه این است که باید ببینیم آیا تنها بر اساس سلیقه‌ی شخصی و از روی علاقه یک یا چند اثر را خریداری می‌کنیم یا هدف ویژه‌ای برای این کار مدنظر داریم؟

امروزه مجموعه‌داری از یک امر صرفا سلیقه‌ای به یک امر مبتنی بر دانش و پژوهش تبدیل شده و برای این امر نیازمند چندین شاخصه هستیم.

یافتن منابع مورد اعتماد جهت آموزش مجموعه‌داری بدون اینکه هدف آن تبلیغ و رپورتاژ آگهی برای گالری‌ها و واسطه‌های هنری باشد، بسیار مهم است.

دسته بندی و مستندسازی آثار و تعیین اصالت آنها از موارد بسیار مهم در مجموعه‌داری است. تمامی مواردی که بشکل شفاهی یا با ارائه‌ی مستندات در هنگام خرید هر اثر به خریدار منتقل می‌شود، مهم هستند. مواردی مانند تاریخ تولید اثر، مکان‌های به نمایش درآمده و مالکان قبلی و رشد قیمتی آن.

با نگاهی آماری به جامعه‌ی خریداران درمی‌یابیم که عواملی مانند بودجه، تمکن مالی، سطح تحصیلی، پیشینه‌ی خانوادگی و نظیر اینها در جمع‌آوری مجموعه‌های ارزشمند بسیار تاثیرگذار هستند. مثلا در یک تحقیق جالب* که در سال ۲۰۱۵ توسط وزارت فرهنگ و ارتباطات دولت فرانسه در وبسایت اوپن ادیشن منتشر شد، مشخص شد که ۷۳ درصد از خریداران آثار هنری را مردان تشکیل میدهند که سه چهارم آنها دارای تحصیلاتی بالاتر از کارشناسی ارشد و ۲۷ درصد آنها فارغ التحصیل تاریخ هنر هستند. حدود دو سوم کلکسیونرها بالاتر از ۵۰ سال سن داشته‌ و بیش از نیمی از آنها ساکن یکی از محلات گران قیمت پاریس بوده‌اند. در واقع یک رابطه‌ی مستقیم میان سطح تحصیلات و حضور در موزه‌ها و گالری‌ها و علاقه به گردآوری آثار هنری وجود دارد. علاوه بر این، میانگین سنی بالاتر کلکسیونرها تا حدی با منابع مالی مرتبط با سبک زندگی توضیح داده می شود: خرید آثار هنری به بودجه معینی نیاز دارد، که به طور موثر بخش بزرگی از جمعیت جوان را حذف می کند.

حدود نیمی از کلکسیونرها، اولین اثری که به دست آوردند یک نقاشی، یک سوم اثر چاپ، حکاکی یا لیتوگرافی و تنها ۱۰٪ از آنها اثر طراحی خریداری نموده‌اند.

براساس همان گزارش آماری یک سوم از کلکسیونرها از قبل یک مجموعه دار را در خانواده خود می شناختند و ۸ درصد از آنها والدینشان در بخش هنر کار می کردند. مشاغل هنری که تنها ۲ درصد از جمعیت شاغل را در جامعه تشکیل می دهند.

ایجاد یک مجموعه نه تنها به سرمایه گذاری مالی، بلکه به زمان و انرژی نیز نیاز دارد، که شامل جمع آوری اطلاعات، بازدید از نمایشگاه‌ها، درگیر شدن در صحنه هنری با به روز نگه داشتن آخرین رویدادها و غیره است. یک سوم کلکسیونرها بیشترین زمان از زمان آزاد خود را برای جمع آوری صرف می کنند. ۹٪ تمام وقت آزاد خود را صرف این کار می کنند و تنها درصد کمی از کسانی که در این آمارگیری حضور داشتند (۷%) بخشی از این زمان را صرف ایجاد یا به روز رسانی اطلاعات از طریق وب سایت مرتبط با مجموعه‌ها می کنند.

همان آمار نشان می‌دهد که نقاشی محبوب‌ترین رسانه است و بخش بسیار زیادی از آثار متعلق به آثاری است که پس از سال ۱۹۴۵ (۶۸٪) تولید شده‌اند و اکثر مجموعه ها تخصصی نیستند (۶۶%). سه چهارم آنها، غالبا توسط هنرمندان فرانسوی یا هنرمندان مقیم فرانسه خلق شده‌اند و از هر ۱۰ مجموعه، یک مجموعه منحصراً تشکیل شده از آثار هنرمندان فرانسوی است.

این آمار همچنین به موارد دقیق و جالب دیگری همچون حداقل و حداکثر خرید سالانه توسط مجموعه‌داران نیز اشاره کرده است.

مجموعه‌داری و حمایت:

مجموعه داران هنر معاصر صرفا خریدار نیستند. آنها در هر دو طرف بازار فعالیت می کنند و نه تنها تقاضا را ایجاد می کنند، بلکه در چرخه‌ی زیست هنری مشارکت می کنند. بیش از سه چهارم کلکسیونرها به روش های مختلف برای حمایت از دست اندرکاران اکوسیستم هنر عمل می کنند. بعنوان مثال یک مجموعه دار ممکن است در تولید (سفارش، تامین مالی، و غیره)، انتشار (برگزاری نمایشگاه‌ها، ارائه به مجموعه داران، موسسات، گالری‌ها و غیره) یا حمایت مستقیم مالی، و معنوی دیگر وارد شود.

بیش از نیمی از مجموعه داران (۵۴٪) ادعا می کنند که حداقل در یکی از این اشکال حمایت از خلاقیت هنری مشارکت داشته‌اند

حمایت مادی عموماً شامل در دسترس قرار دادن مکان‌هایی مانند استودیو یا محل اقامت یا تهیه مواد است. حمایت مالی ممکن است به شکل هدایا، وام یا پیش پرداخت از سوی مجموعه داران برای کمک به هنرمندان در حال تولید باشد. این کمک گاهی اوقات به شکل یک هدیه/پرداخت به صورت نقدی یا هدیه/خرید است که هنرمند در ازای حمایت آنها یکی از آثار خود را به حامی خود می دهد. خرید منظم آثار از یک هنرمند روش دیگری است که عمدتاً با هدف تأمین درآمد متناوب هنرمند انجام می شود. آثاری که از این طریق به دست می‌آیند ممکن است همیشه آن‌هایی نباشند که مدنظر گردآورنده بوده است.

برخی از دیگر فعالیت‌های حمایتی کلکسیونر می‌تواند به تثبیت شهرت یک هنرمند و یا آشکار ساختن استعدادهای جدید کمک کنند. به عنوان مثال خدماتی در ارتباط با برگزاری نمایشگاه. ۳۵ درصد از مجموعه‌داران ادعا می‌کنند که در یک پروژه نمایشگاهی با یک برگزارکننده یا منتقد نمایشگاه همکاری کرده‌اند و ۳۳ درصد ادعا می‌کنند که کاتالوگ‌هایی را برای هنرمندانی که آثارشان را جمع‌آوری می‌کنند منتشر کرده‌ یا در تأمین مالی آن کمک کرده‌اند. در برخی موارد نیز خود مجموعه‌داران ممکن است نقش برگزارکننده نمایشگاه را بر عهده بگیرند. اگرچه این نوع مشارکت‌ها ممکن است نمادین و تبلیغاتی نیز باشد.

میل به گفتگو و درک آثار و روند هنری موجب می‌شود تا خیلی از مجموعه‌داران تمایل به ارتباط مستقیم با هنرمندان نشان دهند و گاهی با آنها به گفتگو بنشینند. در مقابل عده‌ای نیز هستند که فقط اثر هنری را بصورت مستقل مدنظر قرار می‌دهند و تمایلی به ارتباط با پدیدآورنده ندارند. اما مجموعه داران متعهد به هنرمندان خاص بیشتر از دیگران به استودیوهای هنرمندان مراجعه می کنند، به توصیه های هنرمندان به آنها توجه می کنند و برای خرید آثار هنری خود مستقیماً به آنها مراجعه می کنند.

مجموعه داران از طریق روابط خود با موسساتی مانند موزه ها و طرح‌های عضویت در موزه، امانت دادن آثار، حضور در کمیته های تملک و غیره نیز می توانند حمایت نسبتاً قابل توجهی از هنرمندان ارائه دهند. و بیش از نیمی از مجموعه داران آثار خود را در یک چارچوب قانونی برای اهدا و امانت طولانی مدت به موزه‌ها و نمایشگاه‌های ویژه که در سراسر دنیا برگزار می‌شود، قرض می دهند.

با تمام این احوال مجموعه‌داران از اینکه اغلب به عنوان خدمات دهنده‌ یا خریدار صرف یا صرفاً به عنوان منابع مالی از آنها یاد می‌شود، ابراز ناراحتی می‌کنند و عموما دوست دارند تا به عنوان یکی از عوامل اصلی و بصورت مستقل در رویدادهای هنری شناخته شوند.

——-

*در این مقاله از اطلاعات آماری وبسایت اوپن ادیشن استفاده شده است.

https://books.openedition.org/deps/935?lang=en

تابستان ۱۴۰۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *