تومان ۲۰۰۰۰
سالی که در حال اتمام است، سالِ دستکشیدنِ بسیاری از اهالی فرهنــگ از دامانِ زنـــدگی بود. آنقدر زیاد که نمیتوان همه را نام برد. سالی که رمق و رونقِ اهلِنظــــر کمحوصـــله و کمجان بود، امــا بود. شاید خانهنشیـــنی همهی ما را صبــورتر، آرامتر و عمیقتر نمود. مجبور شدیم در نگــرش به خانه و خانـــواده تجدیدنظر کنیم. گوشهها و کنارههای تازهای در آنها بیابیم. در خـود و پیرامونِ خود.
گاهی شاید فاصله گرفتن، جزئیات را پدیدار میکند. عریانتر میکند. گویا پردهای است میان ما و بسیار چیزهایِ نزدیک که با فاصله گرفتن از میان برداشته میشود.
اگرچه از سوی دیگر چنین خلوتی به بهانهی پانـــدمی و قرنطــینه راهی گشوده هموارتر برای انتشار و تراوش تاویلاتی لجام گسیخته و تخلیهی هیجانات به بهانهی آشتی ملت با ادعای ترویجِ مطالعه! در خودرسانههایِ جذاب و خوش آب و رنگ. و چنان به رقابتی سخت مشغولیم که لهجهی جمعیتِ گوش و دهان گشاده و چشم بسته را به کلی تغییر داده است. غافل از آنکه نه خودکامه را شناخته و نه دیوانسالاری را فهمیدهایم. و در نهایت به پویشهای جهت دار و بیسرانجام پیوستهایم. بیآنکه بدانیم.
***
اینکه میگوییم “کار” به “سرانجــام” نمیرسد، با برداشتی شعفانگیز اما در مورد آثار هنری کاملا مصداق پیدا میکند. البته باید دید و پرسید که منــظور از سرانجام و غایت در این مورد کدام است؟ آیا سیالیت هنر، آغاز و انجامی میپذیرد؟ به فرض که میپذیرد، این انجام(اگر که هست) چه لحظهای است؟ آن هنگام که نقــاش ابزار را کنار میگذارد و با فاصله از پـــردهای که ساخته است مینشیند، سیــگاری میگیراند و بر پرده خیره میماند؟ یا هنگامی که قطــعه یا مجموعه عکسی بر دیوار نگارخانه قرار گرفته است؟ یا آن هنگام که یک کارِ چیدمان مُنــهدم میگردد؟ یا اینها ممکن است آغازی دیگرگونه باشند؟!
سرانجام با پایان چه وجه اشتراکی دارد و کجا در تضاد هستند؟
در این شمــاره با ارائهی برداشتهای برخی از هنرمـــندان و تفســیر و تحلیل بعضی از اندیشمندان به “سرانجــامِ کار هنری” خواهیم پرداختهایم. اگرچه دلایلِ بســیار از قبیل شرایط موجود موجب شد تا دست ما از دامنِ برخی از اهلِ نظر کوتاه شود.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.