تومان ۲۰۰۰۰
گفت آنکَس که تُرا نمیگذارد که اندرون آیی خودِ کَس اوست که تو او را نمیبینی و آدمی همیشه عاشق آن چیزَست که ندیده است و نشنیده است و فهم نکرده است و شب و روز آن را میطلبد؛
بندهٔ آنم که نمیبینمش و از آنچه فهم کرده است و دیده است ملول و گریزانست و ازین روست که فلاسفه رؤیت را مُنکرَند زیرا میگویند که چون ببینی مُمکنست که سیر و مَلول شَوی و این روا نیست. – فیهمافیه | مولانا
تصویرگر تورا به درون دعوت میکشاند. محصورت میکند و به مهمانی قابی میکشاند که سیراب نمیشوی. اینجاست که میفهمی باید آب را بیرون از قاب جستجو کنی.
تصاویر چهارچوبی دارند که هریک به گسترهای بیانتها باز میشود.
هر تصویر خارج از محوریت موضوعی خود، میتواند کنکاشی باشد برای تخیل و سپس ساختن پیرامونش با درک و تجربهی زیست ویژهی هر بیننده.
من ارزش هر تصویر ثابتِ ثبت شده(عکس) یا ساخته شده(نقاشی و تصویرسازی) را در تأویل بیرونی آن میدانم. خاطره، یادآوری یا کشف. خارج از چیزی که به چشم میآید. در واقع طلب کردن و تشنگی اینجا به سیراب شدن ارزش میبخشد. همان حکایت مولوی است.
تصویر دلیلِ عاشقی است. و…آدمی همیشه عاشق چیزیاست که ندیده است.
***
نسبتِ ميانِ هنر و اشياء، به موازات سكنی گزيدن انسان بر زمين دیرینه است و روندِ تكاملی پيچيدهای كه در شيوهی درک او از جهان پيرامونش رخ داده است، شيوهی رويارويی، برگزيدن و ساختنِ “اشياء” دچار دگرگونیهای شگرفی شده است.
تبديل شدنِ “شیء روزمره” به “اثرِ هنری” راهی پر فراز و فرود پيموده و خوانشِ تاريخی صرف(به معنی تاريخِ موزهای) از آن نمیتواند راه به رويارویی عميق به اين نسبتِ ديرين بگشايد.
اشياء بسته به حضورشان در تيررسِ نگاه انسان و مشخصا انسانِ هنرمند میتوانند معنا و نقش ديگرگونهای بيابند. شیء میتواند “ديگریِ انسان” باشد يا ابزاری برای ابراز وجود در نگاهِ ديگری.
از نگاهی دیگر کاربرد اشیاء، تعیینکنندهی نقش و مفهومشان نیست، آنها گاهی برای ما منزلت و پرستیژ به همراه میآورند یا عقدههای روانی سرکوب شدهمان را تسکین میدهند.
در واقع میتوانند نمایانگر طبقهی اجتماعیِ افراد و نیز جایگزینی برای فقدان و غیبت روابطِ عاطفی و احساسی در زندگی نیز باشند.
شايد بتوان با پرسشهايی دربارهی شیءوارگی انسان معاصر، اشيا درگير با زندگی انسان، شیء و هويت انسان معاصر، درهم تنيدگی انسان با اشياء، يا اينكه كجا شیء از بدن انسان تفكيك میشود و يا اينكه اشياء چه نقشی در مرز بين من و ديگری ايفا میكنند؟ با مساله روبرو شد و یا دغدغههای از اين دست كه اشیاء با نگاه انسانشناسانه چگونه در هنر بازتاب میيابند؟ رد اين بازتاب را میتوان از ژانرها، دورهها، فرهنگهای بصری تا شیء به منزلهی محصول و طراحی، از اشیاء و گذار زمان، از شیء و مصرف تا مصرفگرایی، فتیش، تبلیغات پی گرفت… و حتا از منظر موسیقی و ادبیات و رابطهی آنها با اشياء نیز سخن گفت.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.