بازسازی حافظه: هنرمند آرشیویست، علیه فراموشی / بصیر حسین بر
عنوان این شماره از مجله نهیب نسبت هنر و فراموشی است ولی آنچه در این نوشتار آمده موضوعاتی ست علیه فراموشی!
وقتی از فراموشی صحبت میشود، مفهوم یادآوری آن سوی ماجرا حضور دارد و این دو مفهوم در بستر حافظه و تجربه انسانی معنا مییابند. فراموشی و یادآوری با فرآیندهای ذهنی و شناختی ما ارتباط دارند. حافظه، به عنوان بستری که اطلاعات و تجربیات در آن ذخیره میشود، نقش مرکزی در این رابطه ایفا میکند. از سوی دیگر، حافظه به مفهوم گذشته نیز مرتبط است؛ گذشته نه تنها به عنوان منبعی برای یادآوری و فراموشی عمل میکند، بلکه زمینهای است که هویت فردی و جمعی در آن شکل میگیرد. در این زمینه، گذشته به عنوان مجموعهای از تجربیات ذخیرهشده در حافظه نقشآفرین است و هنر آرشیوی رویکردی ست برای احظار گذشته و بازخوانی رویدادها. البته که هنر آرشیوی صرفا در احظار گذشته و بازخوانی تاریخ خلاصه نمی شود و پرداخت هایی متنوع دارد.
هنر و مفهوم گذشته
در هنر معاصر، هنرمندان به شکلهای مختلف و چندلایهای با گذشته ارتباط برقرار میکنند. برخلاف دوران مدرن که تلاش برای گسست از سنت و نوآوری محض برجسته بود، و همچنین پستمدرنیسم که بر بازی و بازخوانی گذشته تأکید داشت، هنر معاصر به نوعی درگیر گفتوگو و بازنگری نسبت به تاریخ، فرهنگ و هویت است. بسیاری از هنرمندان معاصر به بررسی و نقد تاریخی میپردازند، بهویژه تاریخ استعمار، نژاد، جنسیت و نابرابریهای اجتماعی. آنها گذشته را نه بهعنوان میراث ثابت و غیرقابلتغییر، بلکه بهعنوان یک منبع برای پرسش و بازنگری میبینند. در هنر معاصر، مفهوم حافظه جمعی و هویت فرهنگی و تاریخی جایگاه مهمی دارد. بسیاری از هنرمندان از گذشته بهعنوان منبعی برای بررسی هویت و حافظه استفاده میکنند.
حضور آرشیوها در هنر
هنرمندان معاصر علاقه زیادی به کار با آرشیوها و اسناد تاریخی دارند. آنها با استفاده از مدارک تاریخی، اسناد، عکسها و دیگر منابع تاریخی، به بازخوانی و بازآفرینی گذشته میپردازند و از اسناد تاریخی بهعنوان منبع الهام و ابزار برای کاوش در تاریخ، حافظه، هویت و نابرابریهای اجتماعی استفاده میکنند. این موضوع در هنر معاصر به چند شکل کلیدی مطرح میشود:
- آرشیو بهعنوان منبع هنری
هنرمندان معاصر از آرشیوها بهعنوان منبعی برای بازنمایی و تحلیل گذشته استفاده میکنند. آنها مدارک، اسناد، عکسها و دادههای تاریخی را از آرشیوها استخراج میکنند و آنها را به شیوهای جدید در آثار هنری خود به کار میگیرند. این رویکرد بیشتر در میان هنرمندانی که به تاریخهای فراموششده یا به حاشیه راندهشده علاقهمندند، دیده میشود. بهعنوان مثال:کریستین بولتانسکی در آثارش از عکسهای خانوادگی و مدارک آرشیوی استفاده میکند تا به بررسی مفهوم حافظه و مرگ بپردازد.
- آرشیو بهعنوان شیوه بازنگری تاریخ
بسیاری از هنرمندان معاصر با استفاده از آرشیوها به بازنگری و بازنویسی تاریخهای رسمی میپردازند. آنها تاریخهایی را که در روایتهای رسمی نادیده گرفته شدهاند یا تحریف شدهاند، مورد بررسی قرار میدهند. این رویکرد به ویژه در زمینههای پسااستعماری، فمینیسم و مسائل مربوط به نژاد و هویت بسیار برجسته است. مثلاً: والکر اوانس با استفاده از عکسهای آرشیوی، به نمایش شرایط اجتماعی و فرهنگی گروههای کمتر دیدهشده پرداخته است.
- آرشیو بهعنوان فرآیند هنری
برخی هنرمندان خودشان به ایجاد آرشیوهای جدید میپردازند و آرشیو را بهعنوان یک فرآیند هنری در نظر میگیرند. آنها به جمعآوری دادهها، عکسها، اشیا و مستندات مختلف پرداخته و این اطلاعات را در قالبی هنری به نمایش میگذارند. این فرآیند به نوعی بازنمایی پیچیدگیهای فرهنگی و اجتماعی است:سوزان هیلر با استفاده از عناصر صوتی و بصری جمعآوریشده، آرشیوهایی را خلق میکند که به بررسی مفاهیم حافظه و هویت انسانی میپردازند.
- آرشیو و مفهوم حافظه جمعی
آرشیوها در هنر معاصر بهعنوان نماد حافظه جمعی و فرهنگی مطرح میشوند. هنرمندان با کاوش در آرشیوها به بررسی نقش آنها در شکلگیری و بازتولید حافظه و هویت جمعی میپردازند. این آثار معمولاً به موضوعاتی مانند یادبود، جنگ، مهاجرت و تجربههای مشترک میپردازند. به عنوان مثال:آلفردو جار در پروژههای مختلف از آرشیوهای تاریخی برای نمایش فجایع انسانی مانند جنگ و نسلکشی استفاده کرده است تا مفهوم حافظه جمعی را برجسته کند.
علیه فراموشی
لحظه اکنون چگونه به یاد می آید؟ گذشته چگونه به یاد میآید؟ و گذشته در زمان حال چگونه بازنمایی می شود؟
همیشه رویدادهای خاص اغلب در کانون توجه قرار می گیرند و در این گستره از تاریخ و حافظه، آرشیوها برای برجسته کردن ساختارهایی که بقایایی از گذشته را در زمان حال شکل میدهند، مورد توجه ویژهای قرار گرفتهاند و هنرمندان متعددی آرشیوها را به عنوان ابزاری برای بازاندیشی گذشته در زمان حال بررسی میکنند.
هنر آرشیوی (Archival Art) بهعنوان یک رویکرد یا روش هنری در نظر گرفته میشود. این نوع هنر به نحوه برخورد هنرمندان با اطلاعات، دادهها و حافظه تاریخی اشاره دارد و میتواند در قالبهای مختلف و رسانههای متنوعی ارائه شود. هنر آرشیوی غالباً از رسانههای مختلف، از جمله عکاسی، ویدئو، چیدمان (اینستالیشن)، مجسمهسازی، و حتی آثار دیجیتال بهره میبرد، اما آنچه این آثار را به هم پیوند میدهد، شیوه استفاده از آرشیوها و اسناد تاریخی است.
این رویکرد هنری به مفهوم و محتوای کار توجه دارد. این آثار معمولاً به بررسی مسائل مرتبط با حافظه، تاریخ، هویت و فرهنگ میپردازند و کمتر بر فرم یا ساختار یکسان تأکید دارند. این تفاوتها باعث میشود که هنر آرشیوی بهعنوان یک ژانر با قواعد مشخص شناخته نشود، بلکه بهعنوان یک رویکرد یا روش فکری و عملی در هنر معاصر به حساب آید و میتواند بهعنوان یک روش برای کاوش مفاهیم تاریخی و اجتماعی دیده شود. هنرمندان با استفاده از مدارک، عکسها، اسناد و دادهها، گذشته را بازخوانی کرده و آن را در قالبهای معاصر ارائه میدهند. آنها نه تنها به گذشته نگاه میکنند، بلکه سعی میکنند آن را بازتعریف یا بازسازی کنند. این رویکرد ممکن است به پرسش از روایتهای رسمی تاریخی یا تاریخهای فراموششده بپردازد. آرشیوها فضایی سازنده را در قالبهای زیباییشناختی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای هنرمندان باز میکند.
هنرمندان آرشیویست از مواد، اسناد و شواهد تاریخی استفاده میکنند تا داستانها و روایاتی را که ممکن است در جریان تاریخ نادیده گرفته شده یا فراموش شده باشند، احیا کنند و به بینندهها ارائه دهند. این روند در واقع یک نوع مقابله با فراموشی جمعی و پنهانسازی حقیقت است.
از آنجا که تاریخنگاری رسمی ممکن است تحت تأثیر قدرت و سیاستهای غالب قرار بگیرد و بخشهایی از حقیقت را حذف یا تحریف کند، هنرمند آرشیویست با جستجو و بازسازی آرشیوها، اسناد فراموششده را بازآفرینی میکند تا به نوعی حافظه جمعی را بازسازی و محافظت کند.
این هنرمندان معمولاً از روشهای متنوع مانند عکاسی، ویدیو، چیدمان (اینستالیشن)، و دیگر رسانهها بهره میبرند تا لایههای مختلف تاریخ را به چالش بکشند. آرشیوهای آنها بهجای ثبت ساده واقعیتها، به کاوشی هنری برای پرسش از تاریخ و بازنگری در آن بدل میشوند.