مروری بر کارنامه هنری بیتا فیاضی / آیدا وثوقی

بیتا فیاضی را اغلب با چیدمان کلاغ‌هایش می‌شناسند یا به‌واسطه چیدمان «قسمت» در بی‌ینال ونیز٬ اما بیتا فیاضی هنرمند پرکاری است که به دور از هیاهوی رایج جامعه هنری در خلوت کارگاهش مشغول کار و زندگی است. کارهای فیاضی به‌گفته خودش «تحت تاثیر زندگی روزمره‌اش شکل می‌گیرد و در تعامل با افراد٬ تیپ‌ها٬ شخصیت‌های مختلف یا رویدادهای اجتماعی ابعاد تازه‌تری به کارش افزوده می‌شود٬ در واقع برای او روند شکل گیری اثر بر نتیجه کار ارجحیت دارد »(۱). کارهای ناتمام بسیاری در کارگاه دارد که به نتیجه مطلوبش نرسیده‌اند٬ در این مواقع کار را رها می‌کند و روی ایده دیگری تمرکز می‌کند تا زمان مناسب فرا رسد و ایده تکمیل کارش را پیدا کند. گاه کارهای نیمه‌تمامش سال‌ها انتظارمی‌کشند تا ایده نهایی از راه برسد. به‌ مصالح و دست‌افزارهای مختلف مسلط است اما «کارکردن درگروه هم‌چنان برایش جذابیت ویژه دارد و از این که در کنار دیگران کار کند واز آنان بیاموزد احساس خوشبختی می‌کند ».

بیتا فیاضی متولد ۱۳۴۱ در تهران است٬ نخستین تجربه‌های هنری‌اش را با سفالگری آغاز کرده سپس به مجسمه سازی روی آورده و ۱۹سال سابقه کار حرفه‌ای با سرامیک و مجسمه سازی دارد. درنمایشگاه‌های متعدد و معتبری در نقاط مختلف دنیا حضور داشته و یکی از پیشگامان هنر چندرسانه‌ای در ایران است.

کار مفهومی سه‌بعدی را در سال‌هایی آغاز کرد که تعداد گالری‌های حرفه‌ای کشورحتی برای مدیوم‌های شناخته‌شده انگشت‌شمار بود. نخستین تجربه چیدمان فیاضی در سال ۱۳۷۶اثری بود به نام«جاده می‌کُشد» متشکل از ۲۰۰ فیگور سگ مرده که با سفال ساخته شده بودند. اثرش را در جاده اجرا کرد سپس مجسمه‌ها را دردو مرحله(در زمستان و بهار) دردو منطقه مختلف دفن کرد. او در سال ۲۰۰۶ در برلین چیدمانی با همین مضمون برگزار کرد. درهمین سال ویدئویی که از این اثر ساخته‌بود در بلژیک هم به‌نمایش درآمد.

در سال ۱۳۷۷به‌همراه چهار هنرمند دیگرخانه‌ای درآستانه تخریب در تهران را به عنوان محل چیدمان انتخاب کردند. این اثر گروهی چیدمانی موقت بود که براساس موقعیت خاص بنای مذکور طراحی شد. دراین تجربه فیاضی تعدادی از کلاغ‌هایش را روی جعبه‌های میوه و تعدادی را روی سقف ایستگاه اتوبوس نزدیک ساختمان قرار داد که توجه رهگذران را به خود جلب می‌کرد. از روند تولید این کارها فیلمی مستند تهیه شد به نام «آزمایش گروه۷۷ ٬ هنرناپایدار» پس از مدتی این بنا به‌جهت نوسازی٬ به‌همراه آثار داخلش تخریب شد و از محل آن برجی بلند سر برآورد. هنر ناپایدار درآن سال‌ها در ایران چندان شناخته‌شده نبود اما هم‌زمان در غرب یکی از مباحث جدی و مورد توجه در زمینه هنرهای مفهومی و چندرسانه‌ای به‌شمار می رفت. پس ازاین تجربه در ایران نیز به‌تدریج آثاری با این رویکرد خلق شد.

در سال ۱۳۷۸ گروهی از هنرمندان که فیاضی هم از جمله آنان بود پروژه‌ای چندرسانه‌ای به نام «کودکان آبی٬ آسمان سیاه» را در رابطه با آلودگی هوا و تاثیر آن بر کودکان ارائه کردند. «آثار ارائه‌شده در این مجموعه در عین مستقل بودن٬ هریک٬ ایده دیگری را تکمیل می‌کرد. مجسمه‌های بیتا بچه‌ها را در حالتی آرمانی٬ سالم و مشغول بازی نشان می‌داد و فضاهای دیگر کارها برداشتی تلخ از واقعیت موجود بود.»(۲)

این گروه ایده کار خود را به‌صورت خودجوش و صرفاً براساس شرایط بحرانی آلودگی هوا در آن روزها انتخاب کردند٬ اما برای اجرای ایده خود به سراغ نهادها ٬ سازما‌ن‌های ذیربط و شرکت‌های خصوصی رفتند تا بودجه لازم برای کار خود را از این طریق به‌دست آوردند. از این حیث کار این گروه یک پروژه هنری صرف نبود بلکه مانند سازمان‌های غیر دولتی و فعالیت‌های اجتماعی مستقل در برابر یک پدیده خطرناک زیست‌محیطی واکنش نشان دادند.این هنرمندان سعی کردند با جلب همکاری سازمان‌های دولتی و سرمایه‌گذاران خصوصی توجه عمومی را به این موضوع جلب کنند و نسبت به عواقب خطرناک این بحران برای کودکان به جامعه هشدار دهند. فیاضی بعدها چیدمان دیگری براساس این کار در گالری «اکس‌وی‌ای» دوبی اجرا کرد.

جلب توجه مردم عادی٬ رهگذران و کودکان به مقوله هنر همواره یکی از دغدغه‌های اصلی فیاضی برای خلق اثر هنری است٬ از همین رو بسیاری از کارهایش را خارج از فضای گالری و در محدوده عمومی به نمایش می‌گذارد٬ خودش دراین‌باره می‌گوید: «تصور این‌که افراد در کوچه و بازار و در حین زندگی روزمره خود لحظه‌ای از مرارت و سختی زندگیشان فارغ شوند و به چیزی غیراز مشکلاتشان بنگرند یا بیندیشند٬ انگیزه‌ای قوی برای خلق چنین آثاری را در من ایجاد می‌کند.»

در سال ۸۲ به‌همراه سه هنرمند دیگر تندیس‌هایی در ابعاد بزرگ ساختند٬ آن‌ها را پشت وانت بستند و در سطح شهر به‌نمایش درآوردن. بخشی از این مجسمه‌ها فیگوراتیو بودند که دریک وانت جای گرفته‌بودند و در وانت دیگر تندیس‌هایی انتزاعی قرار داشتند. فیاضی درباره این حرکت که به‌عبارتی زیرمجموعه پرفورمنس‌ آرت هم قرار می گیرد می‌گوید «هدف ما نشان دادن شکل‌های جدیدتر بیان هنری به مردم بود. اغلب مردم  با تندیس‌های فیگوراتیو به‌خوبی ارتباط برقرار می‌کنند اما با شکل‌های انتزاعی هنر آشنایی چندانی ندارند٬ ما می‌خواستیم با این کار پیشنهادات بصری جدیدی در مقابل چشم آن‌ها قرار دهیم.»

درفاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ فیاضی دررویدادهای داخلی و بین‌المللی متعددی شرکت کرد از جمله: کارگاه هنری دهلی٬ جشنواره هنری تمدن خلیج فارس٬ نمایشگاه هنر جدید در موزه هنرهای معاصر تهران٬ کارگاه هنری بیروت٬ نمایشگاه گروهی گالری گلستان٬ فرصت مطالعاتی و تجربه گروهی در ژوهانسبورگ٬ نمایشگاه باغ ایرانی در موزه هنرهای معاصر تهران٬ نمایشگاه سه نسل از هنرمندان ایران در ایروان٬ تجربه گروهی «برای بم» در سالگرد زلزله بم٬ تجربه گروهی هنر ناپایدار در کلاردشت و پنجاه‌ویکمین بی‌ینال ونیز.

در نمایشگاهی که از سه نسل هنرمندان ایرانی در ایروان برگزار شد فیاضی چیدمانی ارائه کرد متشکل ازمانکنی که روی پایه و درون محفظه‌ای از پلاکسی‌گلاس قرار گرفته‌بود و لباس بلندی به تن داشت.روی لباس پوشیده بود از تصاویر سیاه و سفید شامل عکس‌های خانوادگی٬ تصاویرروزنامه‌ها ازرویدادهای مهم ایران مانند جنگ‌ ایران و عراق٬ دوستانش که درجبهه حضور داشتند٬ تصاویر شهر بم قبل و بعد از زلزله٬ مردمی که برای تماشای اعدام در خیابان جمع شده‌اند و…این عکس‌ها با تکنیک سیلک روی پیراهنِ بر تنِ مانکن چاپ شده‌بود. سر مانکن با کاغذ پرشده بود و بر گردنش گردن‌بندی بود از دانه‌های رنگی تسبیح٬ شمایل‌های اسلامی٬ پرندگان سفالی٬ همچنین مجسمه نوزادی که از پا آویخته شده‌بود. در کنار این مانکن روی زمین یکی از کلاغ‌هایش قرارداشت به‌همراه یک جعبه کوچک موسیقی٬ انگشتری که برای مادربزرگش خوش‌یمن بوده ویک زنگوله کوچک. درپرفورمنسی که روز افتتاحیه به‌همراه این چیدمان ارائه شد٬ خود هنرمند لباسی مانند آن‌چه برتن مانکن بود به تن داشت باعصایی دیونشان در دست از هتل محل اقامتش پیاده و در سکوت به سمت محل برگزاری نمایشگاه حرکت کرد. در موزه٬ کنار اثرش در سکوت ایستاد٬ عصا و انگشترش را کنار چیدمان رها کرد و سپس در سکوت با ترکِ نمایشگاه پرفورمنس‌اش را -که بیشتر به مناسک و آئین‌های مذهبی شبیه بود- به پایان رساند. ویدئو و عکس‌های این اجرا ابتدا در سال۲۰۰۷ در نمایشگاهی که از آثار هنرمندان ایرانی درآلمان برگزار شد به‌نمایش درآمد٬ سپس در سال ۲۰۰۸ در نمایشگاهی با عنوان«پیامبر» در بلژیک در کنار آثار هنرمندان بین‌المللی در کانتینری که به‌ همین‌منظور در کنار در ورودی نمایشگاه قرار گرفته‌بود نمایش داده شد.

فیاضی پرفورمنس این کار را در خیابان‌های تهران هم اجرا کرد. با همان شکل ظاهری و عصا در سکوت قدم به کوچه و خیابان گذاشت. در مسیری که از مرکز شهر شروع کرده بود حرکت کرد و در انتها در یک مانتو فروشی در کنار مانکن‌ها پشت ویترین ایستاد و پرفورمنس را به‌اتمام رساند.

در سال ۲۰۰۵ و در پنجاه‌ویکمین دوره بی‌ینال ونیز بیتا فیاضی به همراه ماندانا مقدم به‌عنوان نمایندگان ایران آثار خود را ارائه کردند٬ فیاضی با اجرای چیدمان «قسمت» در پاویون ایران حضور داشت٬ نوزادان طلایی که درارتفاع‌های مختلف از سقف آویخته شده بودند از راست به چپ تداعی کننده کلمه«قسمت» بودند. این اثر در آن دوره بی‌ینال توجه بسیاری را به خود جلب کرد و هم‌اکنون در مجموعه شخصی بنیان‌گذار مجموعه «بنتون» لوچیانو بنتون نگهداری می‌شود.

از دیگر کارهای شاخص بیتا فیاضی می‌توان به چیدمان «زمین بازی» اشاره کرد که سال ۲۰۰۸ در پاریس و در مجموعه «لویی ویتون» اجرا شد. ماشینی که درون آن مملو از اسباب‌بازی بود و گویی این حجم انبوه٬ درهای اتومبیل را باز کرده و به خارج از آن سرازیر شده‌ و فضای اطراف را نیز احاطه کرده بود در حالی‌که شتر غول‌پیکری از پشت در حال تسخیر اتومبیل بود.

«جهیزیه گُلی» نام چیدمان دیگری از بیتا فیاضی است که در نمایشگاهی از هنرمندان ایرانی با عنوان «رعدوبرق» سال۲۰۰۹ در فرانسه و اتریش به نمایش درآمد. این اثر هم‌چون سایر آثار فیاضی از گونه‌ای روایت‌گری رمزآلود برخوردار است که ویژه‌گی بارز کارهای اوست. جهیزیه گلی در هفت صندوق چوبی گرد آمده بود. درون صندوق‌ها پوشیده از مخمل قرمز و برسطح خارجی آن  تصاویری از رویدادها و حوادثی که زندگی شخصی او را تحت‌تاثیر قرار داده نقش بسته‌بود. اشیاء درون جعبه‌ها طیف متنوعی از وسایل را دربر می‌گرفت از لحاف‌هایی که با ظرافت سوزن‌دوزی شده تا سوسک‌های سفالی و مجسمه‌های کوچک برنزی و آلبوم عکس و عروسک‌های دست ساز.

در سال ۱۳۸۸ در نمایشگاه گروهی که گالری خاک برگزار کرد فیاضی با مجموعه‌ای متفاوت حاضر شد؛ «منظره شهر» مجسمه/چیدمانی بود از جفت‌های حشرات غول‌پیکرو مخوف در وضعیت جفت‌گیری. گاه سایه‌های مرموز و دهشتناک این حشرات هم روی دیوار ترسیم شده‌بود. این حجم‌ها در عین‌حال که هریک اثری مستقل و کامل بودند٬ در کنار یکدیگر نیز مفاهیم دیگری را-با کنایه‌های نیش‌دار و تلخ- به کل مجموعه می‌افزودند.

در همین سال و در جشنواره هنرهای معاصر که در الجزایر برگزار شد فیاضی سری دوم مجموعه نوزادانش را ( که سری اول آن پیش‌تر در نمایشگاه «نقش» در برلین به نمایش درآمده‌بود) اجرا کرد. روی تختی آهنی که پوششی پارچه‌ای داشت٬ تصاویر روزنامه‌ها چاپ شده و روی تخت نوزادانی متحدالشکل از جنس فایبرگلاس با رنگهای براق نصب شده بود. حالت چهره این نوزادان برقی ازمعصومیت و آرامش در خود داشت.

در این سال فیاضی هنرمند فعالی بود. چیدمان بزرگی که در گالری «آن» اجرا کرد یکی از تاثیرگذارترین و در عین‌حال از پیچیده ترین کارهای او به‌لحاظ مفهومی است. فضای غرق نور و میزضیافتی که در آن نوزادان و جنین‌ها به منقل‌ها بسته شده‌بودند مخاطب را به سمت سالنی تاریک هدایت می‌کرد. درآن‌جا دو هیبت انسانی  با ابعادی بزرگ‌تر از اندازه طبیعی روبه‌روی هم قرار گرفته‌بودند. این هیبت‌ها زنانی آبستن را بازنمایی می‌کردند. یکی با گیسوان سفید بسیاربلند.این موها به جای این که روی سر روئیده باشند از سقف آویخته شده بودند و در اصل مخاطب هیبت زنی بی چهره را می‌دید٬ ایستاده که سر نداشت. انبوهی ریسمان و طناب و رشته‌های مروارید از شکمش خارج شده‌بود. انتهای این رشته‌ها به سرهای عروسک و مجسمه‌های کوچک برنزی از اعضای بدن ٬سوزن ٬ سلاح‌های گرم و سرد ختم می‌شد. روی دیوار ویدئویی به‌نمایش درآمده‌بود از پرفورمنسی که در آن خود هنرمند درون این پیکره قرار گرفته و ساکت و بی‌حرکت ایستاده بود. فیگور مقابل هیبت زنی بود باز هم آبستن که مخاطب می‌توانست با یک اهرم آن‌را بالا و پائین ببرد با این حرکت شکم زن باز می‌شد و جنینی درون آن آشکار می‌شد.

آخرین نمایشگاه انفرادی بیتا فیاضی چیدمان بزرگ دیگری بود که زمستان سال۹۰درگالری خاک به اجرا درآمد. هنرمند فضایی مملو از کاموا و رشته‌های در هم تنیده ساخته بود. در میانه این فضا روی سکوی چوبی اسبی با دو سوار قرار داشت. همه از رشته‌های درهم پیچیده و رنگارنگ. نه اسب٬ نه سواران و نه فضا هیچ‌یک نشانی از ثبات در خود نداشتند. گویی پیکره‌ها در فضایی سیال-که کوچک‌ترین حرکت مخاطب آن‌را تغییر می‌داد-سوار بر مرکبی نه‌چندان قابل اعتماد پای درراه مقصدی نامعلوم گذارده‌اند. دراین میانه این سفر نامطمئن به وضعیتی ناپایدار گرفتار شده‌اند و  توان پیش‌رفتن را از دست داده‌اند. سوارانی که انگار خود به ضعف خود واقفند اما چاره دیگری جز صبرکردن و باقی‌ماندن در همان موقعیت ندارند.

۱-نقل قول‌ها از دیدارنگارنده با هنرمند آورده شده که به‌منظورتهیه این گزارش انجام شد.

۲-برگرفته از بروشور پروژه کودکان آبی٬ آسمان سیاه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *